تبلیغات اینترنتیclose
کفش دخترانه ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

کفش دخترانه

 

 

 

گاهی که شب برای تو تفسیر می کند که به فکر سفر نباش
اعصاب جاده ها برای تو ناامن است
می گویی اختراع سفر محض یک نفر ؟ رمزی است خنده آور
این راه ها که
وقت تصادف می چرخند ، این چهره های که قدم
 می زنند بیرون جامعه ی مدنی ، از راز شب پرند ، خورشیدغیابی است
که دفتر سراب را امضا نمی کند . این اسکلت که روی بالکن قوز
کرده از گردش بهار چه می فهمد ! از پیچش سکوت در فواصل
گفتار ، عطری که اضطراب گل سرخ است
 و سرنوشت سقف که
می چکد آب آیا سقوط نیست ؟
 او در فضا شناور می ماند ، با خنده ی عمیق اسکلتی ، گنجشک ها در
اطرافش از شعر لانه می سازند ، تک جمله های بی رنگ از ابرها
مرکب می گیرند
این شهر پر نوای من است ، پس من سفر نخواهم رفت ، و در
محله جشنی است امشب ،من بام های پست و کوتاه را مانند
شستی پیانو صدرنگ می نوازم . آیا کدام دست هنرمند ، حتی در
 اوج بیماری ، محتاج دستگیری است
 انگار سرخ گل نمونه ی خون طبیعت باشد ،

در شیشه کرده اند و با نی می نوشند
هر وقت هم که تجزیه اش می کنیم افشرده های بوسه و عطر وداع از آن
به دستمی آید . و نام مستعار گل سرخ ،
سرنخی که در اداره ی آگاهی از
آن به کیفر گلخانه می رسند
میعاد در سه راهی باریک ، مشکوک در هوای مه آلود ، تا دختری
از سفره خانه ی شیطان تو را دعوت کند به شام
 تو هیچ چیز نداری که پنهان کنی ، حتی زیبایی فنا شده ی عکس هایت را
 پس جای هیچ پنهان کاری در هیکل تو نیست
جز کفش دخترانه که پوشیدی
بر پنجه های آن دو میخک بلند دمیده
 شکل دو پرچم سرخ
 
 

محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : کفش دخترانه یک قطعه, | بازديد : 528