تبلیغات اینترنتیclose
فاکس ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

فاکس

 

 

کم کم خطوط دورنگار
 بی رنگ می شود
 ازنامه های عاشقانه در آینده
 یک دسته کاغذ سفید به جا می ماند
 در پاکتی که نام تو بر پشت آن
 آواز
ناشناسی می خواند
 در قصه ای علیه فراموشی
من با تو روی عشق گرو بستم
آن حقه را که نام و نشان تو داشت
 گرچه به خاطرت نیست ، نشکستم
 میراث من همین هاست
 آیا به چشم کس برسد ؟ شک دارم
 شک دارم این که بختی باشد
در کشف رمز های سفید فاکس
 رئح زبان
که از قفس خط پرید و رفت
 اما بعید نیست ، پس از سالها
چشمان عاشقی که شبیه توست
راهی به کشف قصه ی ما یابد
جای گر گرفتگی واژه ها
 
 محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : ژالیزیانا 4 , | بازديد : 527