تبلیغات اینترنتیclose
زندگی میان کتاب ها ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

زندگی میان کتاب ها

 

گناه را به گردن فاصله می اندازیم
 ولی بهار دشمن صبر است
 مگر نگفتی : برایم دروغ ننویس ! آن که بر زانوان

 تو به خواب می رود
کتاب نیست
مگر ندانستی آن چه رابطه را گره کور می زند ، نه طول فاصله
کمبود حوصله خواهد بود ؟
اگر ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ باشد
 کتاب ها ، بر زانوان ما ، هنرهاشان را بیرون می ریزند
 ماتیلد از سرخ و سیاه
 میسیز بلوم از دوبلین
 بلورخانم از همسایه ها
 و یک کتاب که نامش را فقط من و تو می دانیم
 هنر ،نه از فراوانی ،از فقدان ها می رنجد
 بهار را ، با چشم باز ، در باغچه ی رؤیا می کنیم
 زنان دلفریب رمان ها ، لمیده بر زانویم ، لبخند می زنند به من
 ماتیلد در پاریس بهانه گیر شبیه تو بود
 میسیز بلوم در دوبلین تو مثل
او حشری نیستی
بلور خانم در اهواز سفید و فربه بود
 تو برخلاف او گندم گونی
 کتاب شعر تو را نیز دوست دارم که روی زانو بگذارم
چه باک خواننده آن را نمی شناسد
 من و تو اسمش را می دانیم
 کافی نیست ؟
 
 

محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : ژالیزیانا 3 , | بازديد : 338