تبلیغات اینترنتیclose
زمستان برای عشق ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

زمستان برای عشق

 

 

 

دو تکه رخت ریخته بر صندلی
 یادآور برهنگی توست
 سوراخ جا بخاری که به روی زمستان بستی
شاید بهار آینده
راه عروج ماست
 تا نیلگونه ها
 گر قصه ی قدیمی یادت باشد
 این رختخواب قالیچه ی سلیمان خواهد شد
 آن جا اگر بخواهم که در برت گیرم
لازم نکرده دست بسایم به جسم تو
 فصلی مقدر است زمستان برای عشق
 چون در بهار بذر زمستان شکفتنی است
 ای طوقه های بازیچه
 ای اسب های چوبی
 ای یشه های گمشده ی عطر
 آن جا که ژاله یاد گل سرخ را
بیدار می کند
 جای سؤال نیست
 وقتی که هر مراسم تدفین
 تکثیر خستگی است
ما معنی زمانه ی بی عشق را
همراه عاشقان که گذشتند
 با پرسشی جدید
تغییر می دهیم
 مثل ظهور دخترک چارقد گلی
 با روح ژاله وارش
 با کفش های چرخدارش
 آن سوی شاهراه
 بستر همان و بوسه همان است
 با چند تکه ی رخت ریخته بر صندلی
 دو جام نیمه پر
ته شمع نیمه جان
 رؤیای بامداد زمستان
بیداری لطیف
آن سوی جاودانگی نیز
 یک روز هست
 یک روز شاد و کوتاه
 
 

محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : ژالیزیانا 3 , | بازديد : 344