تبلیغات اینترنتیclose
رضایت ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

رضایت

 

 

تو ساعتی تو چراغی تو بستری تو سکوتی
 چگونه می توانم
 که غایبت بدانم
 مگر که خفته باشی در اندوه هایت
 تو واژه ای تو کلامی تو بوسه ای تو سلامی
 چگونه می توانم که غایبت بدانم
 مگر که مرده باشی در نامه هایت
 تو یادگاری تو وسوسه ای تو گفت و گوی درونی
چگونه می توانی که غایبم بدانی
 مگر که مرده باشم من در حافظه ات
 بهانه ها را مرور کردم
 گذشته را به آفتاب سپردم
 به عشق مرده
رضایت دادم
 یعنی
 همین که تو در دوردست زنده ای
 به سرنوشت رضایت دادم
 

 

محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : ژالیزیانا 2 , | بازديد : 238