تبلیغات اینترنتیclose
آهو ( محمد علی سپانلو )
پیچک ( محمد علی سپانلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 آهو

 

 

 

این عینک سیاهت را بردار دلبرم
 این جا کسی تو را نمی شناسد
 هر شب شب تولد توست
و چشم روشنی هیجان است
 در چشم های ما
از ژرفنای آینه ی
روبه رو
 خورشید کوچکی را انتخاب کن
 و حلقه کن به انگشتت
یا نیمتاج روی موی سیاهت
 فرقی نمی کند ، در هر حال
این جا تو را با نام مستعار شناسایی کردند
 نامی شبیه معشوق
لطفا
آهوی خسته را که به این کافه سرکشید
 و پوزه روی ساق تو می ساید
با
پنجه ی لطیف نوازش کن
 
  محمد علی سپانلو

برچسب ها : ,

موضوع : ژالیزیانا 1, | بازديد : 214